دخترخالم ۵ سالشه اومده گوشیشو گذاشته رو تاقچه برگشته میگه:

مامان یه وقت مسیجامو نخونیا . . .

اونوقت من تا 10 سالگی فکر میکردم گوزن ها شوهر آهو ها هستن...:|
...
تصویر:بدون شرح...!!!

رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی چی دارین ؟

میگه کتابشو میخوای ؟

گفتم نه ! انگشتری , لباسی , کفشی اگه مونده میخوام !!!

ماشين لباسشويي قبلي ما بنده خدا اينقدر تكون ميخورد كه همزمان هم لباس

مي شست هم تو خونه قدم ميزد :|

آخه رو چه اصولی بعضیا میخندن رو لپاشون ۲ تا حفره ایجاد میشه ؟

چرا ما میخندیم پرانتز باز میشه؟

دقت کردین؟؟؟

تپل ها از لاغرها مهربونترن؟؟؟

.
.
... .
.
.
.
.
.
فقط باهاشون چیپس نخورید وگرنه گند میزنن به نتیجه گیری بالا

اِمســال تصـمــیم گــرفتـــم از سَبــزه ی عیـــدمــون مـُـراقبــت کنــم تــا ثمـــر بــده!

نیــم کیـلو لوبیـــا هــَـم بــده پــُول خـــودشــو در میـــاره :|

هیولا

میرن ۱۰۰۰متر زیر آب به ماهیه سیخ میزنن ، گاز که میگیره میگن ببینید چه خطرناک

و وحشیه ؟ بعد اسم برنامه رو میزارن جستجوی هیولا …

هیولا تویی ، ول کن زبون بسته رو !والااااااا

تعطیلات

تعطيلات قبل عيد گذشت؛

تعطيلات عيد هم گذشت؛

الان هم تو تعطيلات بعد عيديم!

مملكت به اين باحالی داريم قدرشو نميدونيم :| !

اصن کارخونه ی رانـــــــــــــــــــــی باید با شرکت جـــــی ال ایـــــکس همکاری کنه تا
.
.
.

یه آبمیوه بده بیرون که میوه ی تهش از قوطی بیاد بیرون به راحتــــــــــی :))

چشمتون روز بد نبينه.


چند وقت پيش تو بيمارستان بوديم كه يه پسر جووني رو با عجله آوردن تو اورژانس.

از يكي از همراهاش پرسيدم كه چش شده بود؟

اونم گفتش كه آقا اين جوون عاشق يه دختري شده بود و خيلي اينو ميخواست.

دختره هم اينو خيلي ميخواست و قرار بود با هم ازدواج كنن.

... حتي قرار مدار عروسيشونم گذاشته بودن.

كه يهو دختره زد زير همه چيو با يه پسر ديگه اي گذاشت رفت.

اين بيچاره هم تا اينو شنيد حالش اصلا يه جور ديگه اي شد.

پا شد رفت 100ccبه خودش بنزين تزريق كرد و حالو روزش شد اين

آقا بگذريم پسره كه تو اغما بود بعده دو هفته به هوش اومد.

ما هم تو بيمارستان بوديم كه يه دختر جووني اومد با يه دسته گل رفت تو اتاق پسره واسه

ملاقات.
پسره تا چشاشو باز كرد ديد بله همون خانوميه كه اينو قال گذاشته و رفته .

خلاصه آقا پسره كه خون جلوي چشاشو گرفته بود دستشو انداخت و يه چاقويي كه

واسه باز كردن در كمپوت بغل دستش بود رو برداشت و سرم هارم از روي دستش كند و افتاد

 دنبال دختره.

دختره هم كه خيلي ترسيده بود با يه جيغ وحشتناك از اتاق زد بيرون

و پشت سرش هم پسره با يه چاقويي تو دستش....

پسره دختره رو دنبال كرد تارسيد به ته سالن بيمارستان.

وقتي كه ديد هيچ راه فراري نداره تسليم شد و خودشو به ديوار سالن تكيه داد

و در حالي كه به شدت گريه ميكرد با حالت التماس به پاي پسره افتاده بود

كه يهو پسره چاقو رو برد بالا تا بكوبه به قلب دختره

بازم چشمتون روز بد نبينه

پسره چون فقط 100ccبه خودش بنزين زده بود يهو بنزين تموم كرد و افتاد رو زمين......!!!!

این خانم‌های که میگن ما هرگز ازدواج نمی‌کنیم
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
همون‌هایی‌ بودن که سر سفره شام قهر میکردن ،

۲۰ دقیقه بعدش تو آشپز خونه ۲ برابر میخوردن!!!

14 بدر


حالا اگه ما مدرسه اي بوديم ، عمراً ١٤ام تعطيل مي شد !

لیگ برتر رو می بینی، شک می کنی جدول لیگ برتره یا جدول مندلیفه

آلومینیوم
فولاد
مس
...
ذوب آهن
نفت
والا: |

یه سوال



یعنی این نوشابه کوچولوها بی خانواده محسوب میشن؟!!!

آخــــــــــــــــــــــــــــــی!!!! سر راهی هستن

هر موقع تو یخچالمون شیر داره فاسد میشه و موز دار کپک مامانم لطف میکنه برامون

و شیرموز قهوه‌ای درست میکنه!

کاش توی مراسم دید و بازدید عید هم مثل خواستگاری یکی میگفت بریم سر اصل مطلب،


همه دست به جیب میشدن عیدی‌ها رو میدادن و میرفتن خونه‌شون

غضنفر تو سینما دست میکنه تو دماغش

میده به بغل دستیش میگه دست به دست کن بمالن به دیوار !

منطقیه مگه نه؟

طرف دندونش درد میکرده میره دکتر میگه:

آقای دکتر،همه رو بکش بجز اونی که درد میکنه!!

دکتر میپرسه : چرا؟

میگه:بذار مثل سگ تنها بمونه ..!

از زبان یه آقاپسر . منطقیه مگه نه؟

من عروسی بگیرم یه عروسی ساده و جمع و جور می گیرم و هیشکی رو دعوت نمی کنم،

نه به خاطر هزینش

به خاطر اینکه بقیه دخترا آرایش می کنن

خوشگل میشن میان، من تازه می فهمم چه غلطی کردم :|

روحش شاد و یادش گرامی باد

واکنش زنها بعد از نگاه عميق شوهرشون

زن اروپایی: عزیزم این طرز نگاهت رو خيلي دوست دارم

زن ایرانی: چیییییه؟

بیا منو بخور!

هوس کوکتل شاه میگو با سس خرچنگو خاویار فراوان و کنیاک هنسی کردم...

 منتهی تاحالا نخوردم... :)))

روزي حاج باقر قزوینی به روي منبر رفت!

اول صحبتش گفت

آيا ميدانيد؟
...

همه گفتند بله!

حاج باقر گفت پس همه ميدونيدصلوات بفرستين ختم جلسه

روز دوم مريدان تصميم گرفتند اگه حاج باقر گفت آيا ميدانيد همه بگن نه!

حاجی پرسيد آيا ميدانيد؟

همه جواب دادند نه

حاج باقر ناراحت شد و گفت از بس

نفهميد و ختم جلسه را اعلام كرد!

روز سوم مريدان تصميم گرفتند كه نصفشون بگن ميدونيم نصفشون بگن نميدونيم تا

 حاجی ناراحت نشه!

حاج باقر بازم پرسيد آيا ميدانيد؟

مريدان نيمي گفتن آره نيمي گفتن نه!

حاجی گفت اونايي كه ميدونن به اونايي كه نميدونن بگنو ختم جلسه رو اعلام كرد

یه ذره بی ادبی . به دل نگیرید

به نظر من همون طور که واسه خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی اسم گذاشتن ،

باید برای جو گرفتگی بعضی از دوستانم یه اسمی میذاشتن …

مثلا چسوف !

من یه بار انگلیسی با یه یارویی بحثم شد اول بحث حق با من بود ولی بعد از دو دیقه


دایره واژگانم تموم شد تصمیم گرفتم حق رو بدم به اون

امروز که سس میریختم تو سوپ، مامانم گفت خدایا چرا این بچه رو شفا نمیدی خوب شه؟

آخه چی از بزرگیت کم میشه؟
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
.
.
..
.
.
خدایی همچین با سوز گفت جیگرم آتیش گرفت،خودمو رو ویلچر با دهن کج تجسم کردم،تا این حد

یارو تو جشن عروسی‌ محکم زد به بغلیش و گفت :

حاجی اون پسره که داره وسط میرقصه خیلی بی‌ ریخته

طرف گفت اونیکه تو میگی‌ پسر نیست دختر منه !

... یارو هم نخواست کم بیاره گفت :

ببخشید من نمیدونستم که پدرش هستی‌

طرف میگه:

مرتیکه من پدرش نیستم ،مادر شم :|

پشه ی بیشعور حداقل می‌خوای نیش بزنی یه جایی رو نیش بزن که ما بتونیم

بخارونیم!! آخه بین دو تا انگشت کوچیکای پا، جای نیش زدنه؟ خو عنتر!

اصن اونجا خونی داره که میری نیش میزنی؟!!! كصافط :|

یه ذره بی ادبی

تو این روزای نزدیک عید که همه شادن، بد نیست یادی هم از مریضا بکنیم...
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واسه دوستم دعا کنین، نمیتونه بخنده، مریضه اسهال داره...
.
بخنده میرینه! :))))))

داشتیم با بابام تو خیابون میرفتیم دوستشو دید ، بعد از سلام و احوالپرسی دوستش به

من اشاره کرد گفت این دخترتونه ؟ بابام یه سری تکون داد گفت آره دیگه چوب خدا صدا نداره !!!