ستایش
ستایش دهه شصت:
سوارماشین پسرغریبه شده
خونه شونم رفته
بی رضایت مامان باباش ازدواج کرده
الان دهه نود استاددانشگاهی روکه محترمانه اذن خواستگاری میخوادو ردمیکنه ک چی؟
شوهری ک تودانشگاپیدابشه شوهرنمیشه...
احساس میکنم ب شعوربیننده توهین شده اصن
سوارماشین پسرغریبه شده
خونه شونم رفته
بی رضایت مامان باباش ازدواج کرده
الان دهه نود استاددانشگاهی روکه محترمانه اذن خواستگاری میخوادو ردمیکنه ک چی؟
شوهری ک تودانشگاپیدابشه شوهرنمیشه...
احساس میکنم ب شعوربیننده توهین شده اصن
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:57 توسط مانیا
|
لحظات می گذرند گاهی آرام و گاهی آنقدر سریع که زود دلمان برایشان تنگ می شود . تنها خاطره ها می مانند . خاطره هایی که حتی اگر شاد هم باشند سنگینیشان قلب را می فشرد.