بازم بی ادبی ببخشیدددددددد
يارو از همسايش ميپرسه:دخترتو ديدم شکمش بزرگ شده بود حامله است؟همسايه ميگه نه چند وقته نفخ کرده,بگوزه خوب ميشه.
چند ماه بعد يارو همسايشو ميبينه ميگه: دخترتو ديدم,گوزشم بغلش بود! =)))))))))
چند ماه بعد يارو همسايشو ميبينه ميگه: دخترتو ديدم,گوزشم بغلش بود! =)))))))))
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:32 توسط مانیا
|
لحظات می گذرند گاهی آرام و گاهی آنقدر سریع که زود دلمان برایشان تنگ می شود . تنها خاطره ها می مانند . خاطره هایی که حتی اگر شاد هم باشند سنگینیشان قلب را می فشرد.