باز هم GLX
داشتم ماهی میخوردم که یهو استخون ماهی گیر کرد توی
گلوم
هر کاری کردم در نیومد ،مجبور شدم زنگ بزنم به خدمات شرکت glx
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 20:57 توسط مانیا
|
هر کاری کردم در نیومد ،مجبور شدم زنگ بزنم به خدمات شرکت glx
لحظات می گذرند گاهی آرام و گاهی آنقدر سریع که زود دلمان برایشان تنگ می شود . تنها خاطره ها می مانند . خاطره هایی که حتی اگر شاد هم باشند سنگینیشان قلب را می فشرد.