قصه از اونجا شروع شد که گفت:

اگه دوسم داری ثابت کن.

گفتم: چه جوری؟

گفت: رگتو بزن.

رگمو زدم و وقتی داشتم تو آغوش گرمش جون میدادم،

گفت: اگه دوسم داشتی تنهام نمیذاشتی

گفتم:گرفتی مارو کصصصصااااافت